صاحب امتیاز مقاله: «رسانه سیاره علوم» www.sciencesplanet.com
اصالت نوشتار: نسخه اصل
تاریخ نشر: 1405/02/01
نویسنده مقاله: علی پوراحمد
تصاویر: متعلق به مقاله
◉ تذکر مهم: با توجه به رعایت حقوق مالکیت معنوی, باز نشر و یا هرگونه ویرایش این مقاله به قصد استفاده غیر مجاز و ممنوع است!
ضررهای هوش مصنوعی - خطرات هوش مصنوعی - هوش مصنوعی جایگزین مشاغل - مزایا و معایب هوش مصنوعی - آیا عادت به استفاده از هوش مصنوعی برای انسان خطرناک است؟ آیا هوش مصنوعی انسان را نابود می کند؟ - علی پوراحمد
¶ هرگز تا کنون از ابزار هوش مصنوعی برای خلق اختراعات علمی, محتوا, عکس, فیلم, انیمیشن, و یا موسیقی هایم استفاده نکرده ام ¶
¶ در حقیقت من یکی از مخالفان جدی گسترش غیر ضروری و بدون کنترل ابزارهای هوش مصنوعی بعنوان عاملی منفی و بازدارنده در رشد خلاقیت و نبوغ انسانی هستم! ¶
این روزها با توجه به گسترش بیش از حد استفاده از ابزار هوش مصنوعی, امکان تشخیص آثار واقعی انسانی در قیاس با محتویات خلق شده توسط کد های ماشینی برای بسیاری از افراد به یک مشکل جدی تبدیل شده است. در کنار این معضل, علیرغم اینکه برای مردم عادی شناسایی و جداسازی آثار ماشینی (هوش مصنوعی) و انسانی در قالب های علمی یا هنری مشکل شده است اما به همان میزان هم وسعت بسیار زیاد تولید محتوای تکراری باعث شناسایی آسان آن گردیده است. با اینحال در یک سال گذشته بسیاری از پلتفرم های معروف در حوزه علمی یا هنری مبادرت به تفکیک تولیدات مبتنی بر خلاقیت انسانی از تولیدات مبتنی بر هوش مصنوعی کرده اند و با اعطاء نشان تایید به آثار خلق شده بر پایه نبوغ و خلاقیت انسانی, مرزی بین آثار واقعی و غیر واقعی بنا نهاده اند. بعنوان مثال پلتفرم استریمی مانند اسپاتیفای با اعطاء نشان تائید Verified به آثار موسیقی که توسط انسان ساخته شده, یک ارزش گذاری هنری بر پایه نبوغ و استعداد انسانی برای محتویات معرفی شده در این پلتفرم بنا نهاده است که قطعا اجرای این سیاست حرفه ای را در تمامی پلتفرم های شبکه های اجتماعی لازم می دانم. این درحالیست که شرکت های نظیر متا Meta و بطور اخص شبکه های اجتماعی نظیر Instagram نه تنها این محدودیت و مرز گذاری ضروری را در ابتدای رشد استفاده عموم از هوش مصنوعی محتوا ساز نداشتند بلکه در ادامه فعالیت نیز با اندکی تغییر در خط مشی خود, و با یک سیاست یکطرفه سعی در تبلیغ و تشویق به استفاده بیش از حد و غیر ضروری از محتویات تولید شده با هوش مصنوعی در پلتفرم های خود گرفتند. واضح است که این سیاست در پلتفرمی نظیر Instagram بیشتر بر پایه حفظ منافع مالی و رشد سرمایه ای می باشد تا ارزش گذاری و حمایت از آثار خلق شده و واقعی توسط انسان. یکی از دلایلی اصلی که در سال 2021 برای همیشه تصمیم گرفتم از پلتفرم Instagram خارج شوم همین سیاست ضد و نقیض در حمایت و تشویق از تولیدات غیر ضروری هوش مصنوعی در مقابل عدم حمایت و ارزش گذاری آثار واقعی انسانی توسط این پلتفرم بود. تمام کسانی که در 56 سال گذشته من را می شناسند و با تولیدات علمی و هنری من از نزدیک آشنا بوده و هستند, بخوبی می دانند که هرگز در هیچیک از مراحل ایده پردازی, خلق و تولید آثار علمی یا هنری ام, از هوش مصنوعی کمک نگرفته ام و تولید تمامی مقالات علمی یا هنری که انجام داده ام بر پایه دانش نرم افزاری, مطالعه و تجربه سالیان متمادی بوده است.
از گذشته تا کنون, من یک خط مشی مشخص را برای موارد کاری مهمی نظیر: ماندگاری, پیشرفت, ایجاد انگیزه, و حفظ تلاش برای فعالیت های خودم تعریف کرده ام و همیشه سعی در انجام آن دارم. یکی از این موارد مهم این است که تمام آثار من (چه علمی یا هنری) می بایست کاملا بر پایه خلاقیت, تحقیق, تلاش و تجربه فردی باشد. بعبارتی هر چند می شود جهت غربالگری اطلاعات حجیم و ساده کردن نتایج از تکنیک های کدنویسی ماشینی کمک گرفت اما, در مسیر تلاش برای خلق یک ایده علمی یا هنری و فارغ از مدت زمان حصول آن, تکیه و تمرکز می بایست تنها بر توانایی انسانی جهت ایجاد آن فرآیند باشد تا بتوان آن را بعنوان یک خلاقیت و نوآوری قلمداد کرد. علیرغم اینکه سالها طولانی بواسطه فعالیت در انیمیشن های سه بعدی کامپیوتری و نیز جلوه های بصری سینمایی, با برخی از زبان های برنامه نویسی نیز در حد کمی آشنا شدم و در جهت بهبود تولیدات سه بعدی از آنها استفاده کرده ام اما هرگز تا به امروز به سراغ نرم افزارها و یا ابزار آن لاین تصویر ساز و یا فیلم ساز مبتنی بر فرآیند هوش مصنوعی نرفته ام چون آن را سیر نزولی در خلاقیت می دانم. شاید اگر بخواهم بی پرده تر بیان کنم باید بگویم من استفاده از ابزار مختلف هوش مصنوعی را بعنوان خالق یک اثر هنری هرگز نمی پذیرم اما استفاده از آنالیزور ماشینی و یا کدهای تفکیک کننده و تشخیص دهنده برنامه نویسی جهت سهولت و کمک به روند اجرای پروژه های علمی پیچیده و زمانبر خلق شده توسط انسان, را مفید و با ارزش می دانم. بین این دو تفکر تفاوت بسیار وجود دارد زیرا شما با خلاقیت و استعداد یک ابداع علمی یا اثر هنری را بوجود می آورید و سپس در مسیر ساخت و اجرای آن شروع به ساخت مدل کارگاهی یا کمک از ماشین برای نوشتن کدهای پیچیده برنامه نویسی می کنید تا اینکه شخصی دیگر صرفا برای عقب نیفتادن از قافله نمایش روزانه پلتفرم هایی نظیر Instagram دست به دامان ابزار محتوا ساز, تصویر ساز, فیلم ساز, و موسیقی ساز هوش مصنوعی با فرم های شبیه به هم و تکراری شود که قطعا عاری از ارزش ذاتی خلاقیت واقعی است. نکته مهمی که در این بین وجود دارد این است که بمحض قطع ارتباط کاربری این دسته از افراد با ابزارهای هوش مصنوعی,آنگاه توانایی خلق ایده, محتوا و تولید را نیز کاملا از دست می دهند و اگر واضح تر بخواهم بگویم, آنها در آنجا هستند اما توانایی هایشان هرگز واقعی نیست. اعتیاد به بودن در شبکه های اجتماعی با استفاده از محتویات غیر واقعی ساخته شده توسط ابزار هوش مصنوعی نه تنها ارزش مالکیت معنوی برای اثر بوجود نمی آورد بلکه در بلند مدت افراد را دچار یک حس بی هدفی و پوچی نسبت به ضرورت پشتکار و تلاش در یادگیری می کند. آنها در آن پلتفرم ها فعالیت می کنند و حضور دارند اما بدون قابلیت های واقعی, و همیشه این نگرانی وجود دارد که اگر توانایی ها در واقعیت به نمایش گذاشته شود هرگز مهر تایید و صحت نمی خورد و این واقعیتی کتمان ناپذیر است که بدون کمک ابزار هوش مصنوعی خیلی از افراد این دسته, نه یک هنرمند واقعی هستند نه یک نویسنده یا شاعر واقعی و نه یک پژوهشگر صاحب تحقیقات در مباحث علمی. متاسفانه, این کاری است که توسعه دهنده گان ابزارهای مختلف هوش مصنوعی با طیف وسیعی از انسانها می کنند و نه تنها صبر و تلاش بلند مدت برای رسیدن به اهداف را بوجود نمی آورند بلکه رسیدن به اهداف مهم را بدون نیاز به آگاهی, تجربه و تلاش تعریف کرده و تبدیل به یک عادت ناپسند و مخرب می کنند.
نتیجه چنین حجمی از حرکت دستجمعی بر پایه زندگی و کار متکی بر هوش مصنوعی با حضور در پلتفرم های مختلف, در نهایت منجر به ایجاد فرم های تکراری و مثل هم در هنر, تشابه بیش از حد محتوا سازی و یا تحقیقات علمی و دانشگاهی, و در پایان بی انگیزگی و افول در پیشرفت فردی و جمعی جامعه متکی بر ابزارهای هوش مصنوعی می شود. در چندین سال گذشته گاها از سوی افراد غیر متخصص, سوالاتی شده که برای من هم مایه تعجب بود و هم تاسف. اینکه از چه ابزار هوش مصنوعی جهت اختراعات علمی و تولیدات هنری ام استفاده می کنم! راستش بدلیل مشغله زیاد هرگز نه فرصت پاسخگویی آن را داشتم نه در اولویت مقاله ای بود که شرحی بر این برداشت های اشتباه ارائه دهم اما با توجه به گسترش بحران همه گیر شدن اپیدمی هوش مصنوعی, و خطر تفکر و نگرش های سطحی در دنیایی که هر روز تعدادی بیشتری مصرف کننده در دام پهن شده هوش مصنوعی اسیر می شوند, لازم دانستم بصورت کوتاه در این مقاله ضمن روشن کردن خط مشی نگرشی و کاری ام نسبت به هوش مصنوعی, رفع ابهامی هم برای آندسته از پرسشگران داشته باشم که در طول سالیان گذشته بهیچ عنوان هوش مصنوعی همکار و یا کمک یار فکری من در ایجاد خلاقیت نبوده و تاکنون هرگز از ابزار هوش مصنوعی برای خلق اختراعات علمی ام, تولید محتوا, عکس, فیلم, انیمیشن, و یا موسیقی هایم در هیچ سطحی استفاده نکرده ام چرا که تمام کارهای من بر پایه مطالعات گسترده علمی و هنری, و تجربه بیش از پنج دهه علاقمندی به این دسته از فعالیت ها بهمراه نمونه ساختار کارگاهی یا فایل کد های تست نرم افزاری است. یکی از لذات تلاش کردن, تکیه بر توانایی مغز برای خلق ایده های نو است و وقتی آن را با تجربیات گذشته در حوزه های مختلف ترکیب میکنم آنگاه چیزی به نام فرسایش و خستگی ناشی از کار برایم باقی نمی گذارد. امیدوارم همه ما به درک استفاده صحیح از هوش مصنوعی برسیم و جایی که می بایست سلول های مغز ما به تلاش و مطالعه و کار مداوم واداشته شود تا خلاقیت و نوآوری های ارزشمندی بوجود آورد, به سراغ ابزارهای ساده ساز و غیر ضروری هوش مصنوعی نرویم زیرا در صورت عادت و مداومت فکر نکردن به چالش ها, ذهنی تنبل را در درون خود پرورش خواهیم داد که در بلند مدت عامل اصلی تنبلی جسم نیز می شود. بدیهی است روی صحبت من در این مقاله عدم تمرکز بر تولید محتواهای فردی یا سازمانی در حوزه های مختلف اعم از علمی یا هنری بر پایه صرف داده ها و اطلاعات آماده شده توسط ابزار هوش مصنوعی است زیرا بدون تردید چنین محتواهایی فاقد ارزش تحقیقاتی و علمی است. در مقابل, قطعا استفاده از کدهای تحلیلگر و غربال گر آمارهای کلان, پروژه های بسیار حجیم محاسباتی و یا نوشتن برنامه های کامپیوتری برای رسیدن به نظم و تحلیل دقیق در حجم عظیم و بی نهایتی از داده ها (مانند کدهای تحلیلگر میلیاردها داده از تلسکوپ جمیز وب) می تواند راهگشای پیشرفت ها و اکتشافات دیگر بشر شود.